شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

59

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

6 ، 123 - و فرمود : كسى كه مسكن و وطن نسازد « 63 » جايى را كه در آنجا سلطان صاحب شوكت باشد . و قاضى عادل و طبيب عالم و بازار ايستاده قائم و آب « 64 » روان ، به تحقيق كه ضايع كرده است نفس خود را و اهل خود را و مال خود را « 65 » و اولاد خود را . 6 ، 124 - وصيت جناب نبوت مآب بسيلوخس ، و او پادشاهى بود امون نام فرمود : اول چيزى كه ترا به آن امر مىكنم پرهيزكارى حق سبحانه و تعالى است ، و اختيار عبادت و پرستش او ، و كسى را كه والى و حاكم مردمان مىسازى ملاحظهء سه چيز واجب است : اولا « 66 » آنكه جمعى را به اطاعت و فرمانبرى او مأمور سازى . دوم آنكه فرمان‌پذيران بايد كه آزادگان « 67 » باشند و بندگان . سيم آنكه حكومت و سلطنت او بايد كه اندك مدتى باشد ، و طريق تو اينكه پاك سازى نفس خود را به نيت‌هاى خوب يا امون سخن گوئى به حق ، و اهمال نكنى در جهاد با كسانى كه ايمان به حق تعالى ندارند و اطاعت ، و پيروى نماى سنت و شريعت را به جهت رغبت و ميل به بندگى خداى تعالى « 68 » و پرهيز از ميل به اموال مردمان از آنكه واگذارى ايشان را به گمراهى و طغيان بدرستى كه مال لايق و سزاوار ميل نيست مگر مالى كه در آن رضاى حق باشد . و بدان كه رعيت ميل به كسى دارند و آرام به او مىگيرند كه بر ايشان احسان كند . و ملك [ را ] صورت خوبى نمىماند مگر بر رعيت ، پس هر گاه پادشاه را رعيت نباشد ، او پادشاه نفس خود است ، اگر خلاصى و سلامتى يابد از رعايا . و بر تست كه غافل نشوى از تأمل و انديشه « 69 » در حال رعايا ، اولا ايمن ساز رعايا و مملكت خود را ؛ بعد از آن ايمن ساز نفس خود را ، و پيش دار آنچه نفع آخرت تو در آنست بر آنچه صلاح دنياى تو در آنست « 70 » . و طريق تو هرگاه كه جنگى كنى با دشمن اين

--> ( 63 ) - اساس وس : وطن جائى . ( 64 ) - د : و بازار معمور و آب . ( 65 ) - اساس وس و ت : و اهل خود را و اولاد خود را . ( 66 ) - د : اول . ( 67 ) - د : پذيران آزادگان . ( 68 ) - د : بندگى اللّه تعالى . ( 69 ) - د : از فكر و انديشه . ( 70 ) - د : از آنست .